اکنون مدتی گذشته بود و من هیچ چیز مقدسی ندیده بودم

و چیزهای پر افتخار افتخاری نداشتند

 وایثارگران مانند گاو و گوسفندهای کشتارگاه شیکاگو بودند

گیرم با این لاشه های گوشت کاری نمی کردند جز این که دفنشان کنند

کلمه های بسیاری بود که آدم دیگر طاقت شنیدنشان را نداشت

و سرانجام فقط اسم جاها آبرویی داشتند

کلمات مجرد مانند:افتخار و شرف و شهامت یا مقدس در کنار نام های دهکده ها

و شماره ی جاده ها و شماره ی فوج ها و تاریخ ها پوچ و بی آبرو شده بودند

ادامه مطلب
:: کلمات کلیدی : همینگوی-وداع با اسلحه

نوشته شده توسط نرگس در ۱۳٩٠/۱٠/٢٦ و ساعت ٢:٢٢ ‎ق.ظ

نظرات ()



.:: Powered By persianblog.ir Copyright © 2009 by ivanho ::.
.:: Design By :
wWw.Theme-Designer.Com ::.






دلتنگی (۱)

دروغ (۱)

خدا (۱)

شاملو (۱)

گاندی (۱)

صادق هدایت (۱)

خیام (۱)

سیب (۱)

شب (۱)

جبران خلیل جبران (۱)

سال نو (۱)

توبه (۱)

شبانه (۱)

فریدریش نیچه (۱)

فشار (۱)

پریا (۱)

مشنگ (۱)

سهراب سپهری (۱)

قیصر امین پور (۱)

پابلو نرودا (۱)

اش (۱)

اسکار وایلد (۱)

زشتی (۱)

richard brautigan (۱)

بل (۱)

وارونگی (۱)

بعد از مدت ها (۱)

چرا؟؟؟ (۱)

غزلی در نتوانستن (۱)

غلامعلی شکوهیان (۱)

آیدا در آینه (۱)

توضیح نارسیس (۱)

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ (۱)

عشق و گدا ئی؟ (۱)

charles bukowski (۱)

همینگوی-وداع با اسلحه (۱)

عامه پسند-بوکفسکی (۱)

هاینریش بل-نان سال های جوانی (۱)