بوف کور

دیشب تنها چیزی که مهمان چشمام نشد خواب بود نمی دونم چرا همش جملات کتاب بوف کور صادق هدایت تو ذهنم می چرخید الان بعضیش رو اینجا می نویسم تا ذهن دومم نسبتا تخلیه شه:

 در زندگی زخم هائیست که مثل خوره روح را اهسته در انزوا میخورد و میتراشد.این دردها را نمیشود به کسی اظهار کرد چون عموما عادت دارند که این دردهای باور نکردنی را جزو اتفاقات و پیش آمدهای نادر بشمارند و اگر کسی بگوید یا بنویسد مردم بر سبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی می کنند انرا با لبخند شکاک و تمسخرآمیزی تلقی بکنند./ص1/

 

 من همیشه گمان میکردم که خاموشی بهترین چیزهاست گمان میکردم که بهتراست ادم مثل بوتیمار کنار دریا بال و پر خود را بگستراند و تنها بنشیند -ولی حالا دیگر دست خودم نیست چون انچه که نباید بشود شد-کی میداند شاید همین الان یا یک ساعت دیگر یک دسته گزمه مست برای دستگیر کردنم بیایند-/ص36/

 

 بارها بفکر مرگ و تجزیه ذرات تنم افتاده بودم بطوری که این فکر مرا نمیترساند-برعکس آرزوی حقیقی می کردم که نیست ونابود شوم از تنها چیزی که میترسیدم این بود که ذرات تنم در ذرات تن رجاله ها برود.این فکر برایم تحمل ناپذیر بود-گاهی دلم میخواست بعد از مرگ دستهای دراز با انگشتان بلند حساسی داشتم تا همه ذرات تن خودم را به دقت جمع آوری می کردم و دو دستی نگه می داشتم تا ذرات تن من که مال من هستند در تن رجاله ها نرود./ص۶٨/

ادامه مطلب
:: کلمات کلیدی : صادق هدایت

نوشته شده توسط نرگس در ۱۳٩٠/۱/٩ و ساعت ٩:۱٤ ‎ق.ظ

نظرات ()



.:: Powered By persianblog.ir Copyright © 2009 by ivanho ::.
.:: Design By :
wWw.Theme-Designer.Com ::.






دلتنگی (۱)

دروغ (۱)

خدا (۱)

شاملو (۱)

گاندی (۱)

صادق هدایت (۱)

خیام (۱)

سیب (۱)

شب (۱)

جبران خلیل جبران (۱)

سال نو (۱)

توبه (۱)

شبانه (۱)

فریدریش نیچه (۱)

فشار (۱)

پریا (۱)

مشنگ (۱)

سهراب سپهری (۱)

قیصر امین پور (۱)

پابلو نرودا (۱)

اش (۱)

اسکار وایلد (۱)

زشتی (۱)

richard brautigan (۱)

بل (۱)

وارونگی (۱)

بعد از مدت ها (۱)

چرا؟؟؟ (۱)

غزلی در نتوانستن (۱)

غلامعلی شکوهیان (۱)

آیدا در آینه (۱)

توضیح نارسیس (۱)

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ (۱)

عشق و گدا ئی؟ (۱)

charles bukowski (۱)

همینگوی-وداع با اسلحه (۱)

عامه پسند-بوکفسکی (۱)

هاینریش بل-نان سال های جوانی (۱)