آیدا در آینه

تا در آئینه پدیدار آئی

 عمری دراز در آن نگریستم

 من برکه ها و دریاها راگریستم

 ای پری وار در قالب آدمی

 که پیکرت جز در خلواره ناراستی نمی سوزد!-

 حضورت بهشتی است

 که گریز از جهنم را توجیه می کند

 دریائی که مرا در خود غرق می کند

 تا از همه گناهان و دروغ

 شسته شوم.

 و سپیده دم با دست هایت بیدار می شوم.

ادامه مطلب
:: کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط نرگس در ۱۳٩٠/۱/٢٠ و ساعت ٥:۱٢ ‎ب.ظ

نظرات ()



.:: Powered By persianblog.ir Copyright © 2009 by ivanho ::.
.:: Design By :
wWw.Theme-Designer.Com ::.






دلتنگی (۱)

دروغ (۱)

خدا (۱)

شاملو (۱)

گاندی (۱)

صادق هدایت (۱)

خیام (۱)

سیب (۱)

شب (۱)

جبران خلیل جبران (۱)

سال نو (۱)

توبه (۱)

شبانه (۱)

فریدریش نیچه (۱)

فشار (۱)

پریا (۱)

مشنگ (۱)

سهراب سپهری (۱)

قیصر امین پور (۱)

پابلو نرودا (۱)

اش (۱)

اسکار وایلد (۱)

زشتی (۱)

richard brautigan (۱)

بل (۱)

وارونگی (۱)

بعد از مدت ها (۱)

چرا؟؟؟ (۱)

غزلی در نتوانستن (۱)

غلامعلی شکوهیان (۱)

آیدا در آینه (۱)

توضیح نارسیس (۱)

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ (۱)

عشق و گدا ئی؟ (۱)

charles bukowski (۱)

همینگوی-وداع با اسلحه (۱)

عامه پسند-بوکفسکی (۱)

هاینریش بل-نان سال های جوانی (۱)